محمد مهدى ملايرى
130
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
نكوهيدهاش كه در تاريخ به عنوان « رسوايى امّ جميل » معروف شده از امارت بصره معزولش كند ، در آنجا بود و فارسى را از ديوانيان خراج ياد گرفته بود . در سال 65 هجرى كه مسلم بن زياد پس از چهار سال ولايت سيستان و خراسان به بصره بازگشت دبير خود اصطفانوس را خواست و دوازده ميليون درهم نقره به او داد و گفت اينها را براى شخص من نگهدار ( يعنى جزء بيت المال نيست ) ، چون يك دينار از آن را هم از راه ستم به مسلمانى يا كسى كه در عهد و پيمان ما بوده به دست نياوردهام . اصطفانوس به فارسى از او پرسيد ، پس اين همه مال از كجا جمع شده ؟ مسلم كه متوجه كنايهء او شد ، گفت اينها همه از هداياى كارگزاران و روستاييان و دهقانان ايرانى است . « 1 » تحقيق دربارهء نقل ديوانهاى فارسىزبان در همهء قلمرو خلافت به زبان عربى كه در مناطق مختلف ايران در تاريخهاى مختلف صورت گرفته و بررسى اوضاع و احوالى كه بر هريك از آنها حاكم بوده ، خود فصل مهمّى از تاريخ زبان فارسى است كه روشن شدن آن گذشته از اثرى كه در شناخت بهتر اين زبان و سابقهء آن دارد در بخشهاى ديگرى از تاريخ ايران نيز داراى آثارى روشنگر و ابهامزدا است . برگردان ديوان عراق از فارسى به عربى كه در دههء هشتاد هجرى و در زمان امارت حجّاج بن يوسف بر ايران به وسيلهء صالح پسر عبد الرحمان سيستانى رييس همان ديوان صورت گرفت ، خود داستانى شنيدنى دارد ، و گفتوگوها و بحث و جدلهايى كه به همين مناسبت در همان ديوان بين دبيران آن ديوان و صالح درگرفت ، از آنرو كه گوشهاى از قدرت ادبى و ديوانى زبان فارسى را در آن دوران در مقايسه به زبان عربى مىنماياند ، خود موضوعى است درخور انديشه و تأمّل . « 2 »
--> ( 1 ) . الذخائر و التحف ، تأليف قاضى رشيد بن الزبير ، چاپ كويت ، 1959 م ، ص 11 . ( 2 ) . اجمالى از اين داستان را در گفتارى از نويسندهء اين مقال با عنوان « نقل ديوان عراق از فارسى به عربى . . . » كه در نشريهء « مقالات و بررسيها » چاپ شده ، خواهيد يافت .